shazde koochoolooye zamini
يا بفرما به سرايم يا به فرما به سر آيم ......... غرضم وصل تو باشد چه بيايي چه بيايم
اين پست شامل دو بخش ميشود: ۱) ماشين پول تراشي ۲) كتابهاي درسي دخترانه و پسرانه ميشود اول : كتابهاي در سي دخترانه و پسرانه ميشود: ديروز كه براي خودمان بيرون رفته بوديم تا گردش كنيم روزنامه ها را نگاهي كرديم در روزنامه ي جاجم مطلبي ديديم كه چشمانمان از حدقه بيرون زد . ..... گفتيم مگر مشكل جامعه ي ما اينه ؟ نه واقعا مشكل جامعه ي ما اينه ؟ اين جملات آشنا نيست برايتان؟ از هرچه بگذريم بايد به پست خودمان برسيم. وزير آموزش و پرورش با بيان اينكه در نظام آموزشي جديد تا هفت سالگي تعليم و تربيت كودك بر اساس بازي خواهد بود گفت پس از آن در نه سالگي كتب درسي بين دختران و پسران متفاوت خواهد شد. و اين خبر در حالي اعلام شد كه جزئيات اين تغييرات را وزير آموزش و پرورش اعلام نكرده است . همچنين مطابق اصل سي قانون اساسي بنا به دستور رييس جمهور پيش دبستاني ها و مهد كودكها بايد در اختيار آموزش و پرورش قرار گيرد. دانشگاهها هم قرار است دخترانه و پسرانه شود . ببخشيد تا كي قرار است مرد و زن را از هم جدا كنند ؟ آيا شما مي دانيد؟ نطفه ی هر سلام سر آغاز دردناک ترین جدایی هاست . بیزار شدم از سلامهای فریب دهنده که دل خوشکنک است . از هر گذری رفتم امروز از جلوی سینما بهمن تا چهار راه ولیعصر تا ایران تک تا بانک ملت خیابان انقلاب تا رسیدن به یخ زدگی بستنی آیس پک و تا داغی آش رشته در دالان از خیابان رودکی تا راسته ی کتاب فروشی ها مدام عینک چشمانت خاطرم را درگیر میکرد تا کی باید تاوان سلامم را پس دهم ؟ رنجی که یکسال پیش خودم بر گرده ام گذاشتم دارد مرا به دار زندگانی میکشاند . وقتی تک تک لحظه ها را مثل فیلم از جلوی چشمانت میگذرانی با هر سلام تازه از راه رسیده ای می هراسی و عجیب فرار میکنی. چون نمی خواهی این رنج را به دیگران تحمیل کنی. چون تو مسئولی در قبال گلی که اهلی میشود و تو مسئولی! نه هیچکس دیگر. امروز کلی کتاب برای دلمان خریداری کردیم . خرید بعضی کالا ها به ما نیرو میدهد . يه شووي نصف شووي نيمه د شوگار دل گريوونم گرت سي ديدن يارب ******* پی نوشت : معنی شعر ۱) یک شبی نصفه شبی نیمه ی شبی دل گریبونم گرفت برای دیدن یارم ۲) عزیزم من باتو هستم تک وتنها نیستی. غم وغصه ی این دنیا رو نصیبم کردی ۳) من الان که زنده ام بیا به دیدنم نه وقتی که مردم . ۴) ماه امشب تو بیا و پیغامی از یارم بیار با این حرف که میاد منو فریب بده. ۵) دلم سوخت وسیاه شد برات مثل دل ماهی که سیاه. دلمو تمیز کردم سیاهی ها رو پاک کردم تا تو پا به دلم بزراری. ******* مصرع تکرار شده را فقط یکبار معنی کردم. ******* من تا زمانی که نیایی شرمسار دلم دستانم چشمانم و قلبم و تو می مانم. تازه فهمیدم قدر حال را دانستن چیست . امروز که دلم برای همیشه مرد فهمیدم که عشق چیست................. در حریم آغوشم جای تو فقط خالیست عکس تو کنار من جای تو فقط خالیست بوسیده ام آن عکسو جای تو فقط خالیست حس نفست اینجاست جای تو فقط خالیست حس میکنم اینجایی جای توفقط خالیست در حریم آغوشم جای تو فقط خالیست ******** حضورت را دوباره پاک کردم میان قلب خانه خاک کردم ولی هر لحظه تو در ذهن هستی چگونه این ترا من پاک کردم ؟ ********* دلم امشب هوایت را به سر دارد نمی دانی چه ها کردم برون سازم هوایت را ********** من و تنهایی و تنهایی من همه ی عادت دیرین من است زود باش ! زود از این خانه برو جای تو اینجا نیست! هیچکس در پس صبح سپید منتظر دیدن چشمانم نیست......... ******** اینجا حضور شاهدت معنا نمی دهد در انتهای غیبتی حضور میکنی هنوز؟ من مانده ام به انتظار آمدنت پشت آینه دیدم چگونه دیدن مرا عشق میکنی هنوز.! ********** پی نوشت : دیر و خیلی دیر قدر تو را دانستم . کاش میدانستی تمام تنم تب دارد و دارد میسوزد . چقدر فراق تو درد داشت که انگار تکه های قلبم دارد لخته لخته با هر یادت از جانم جدا میشود . کاش زود تر ها قدر تو را میدانستم . افسوس که دیگر دیر شد . چه زود دیر میشود! *********** دوباره سیر نگاهم کن قطار آمد و زود خواهم رفت نگاه آخر خود را دعای راهم کن ذخیره کن همه ی لحظه های آخر را تمام حافظه ات را پر از نگاهم کن ( این شعر از مصطفی رحمان دوست) امروز باران می بارید . موهای خیسم را خشک کردم باخودم گفتم اگر آمدی هیچ حرفی نمی زنم تا قلبم بگیرد و چشمانم تر شود و تو درقلبت آشوب شود و نتوانی بروی . اما نشد ............... ماجرا سخت تر از آن بود که فکر میکردم. در خنده هایت در آوازت حتی آتش زدن سیگارت و روشن کردن آتش پارک غمی سهمگین در میانمان بود . نه من میتوانستم حرفی بزنم و نه تو . هر دو سعی کردیم با خنده تمامش کنیم و من حتی نتوانستم نگاهت کنم. اگر دقت میکردی می دیدی تمام حواسم را به باران و برف پاکن ماشین داده بودم. صدایت را تا ابد در گوشم حفظ خواهم کرد . و نگاه آخر خداحافظی هم در جانم مرد. نمی خواستم بار آخری باشد که دیدگانم ترا نظاره می کند. راستی شوگار منم دیگر نمی گذرد . من هم به ماه گفتم خبری از تو برایم بیاورد . قاب عکس را از میز جدا نکن. بجای من مراقب کپلو و زن غربی باش. که حالا برای من هم نوستالژی دارد و اگر نباشند غصه میخورم. داروی بامبو را هم بگیر . یادت نرود ؟ آخر این روزها همش فکرت مشغول است . یادم رفت بگویم دلت که برای من تنگ میشود چشمان عروسک ماشین را نگاه کن تا بخنداندت چون من عاشق خنده ی توام نمی خواهم نبودنم غمی بردوش تو بگذارد. ****** شوگار: به لری یعنی شبها مثل روزگار .
ادامه مطلب
روزگاریست که سودای بتان دین من است
غم این کار نشاط دل غمگین من است
عزيزم مَ وا تونم تو ني يكيمم غم و غصه اي دنيا كردي نصيبم
بيوفا تو نكشم وه موتم بيا نازنين حشكم كردي چي تل گياه
ماه نو امشو بيا تو قاصدي كن دلم به كلامي تو بفريبو
بيوفا تو نكشم وه موتم بيا نازنين حشكم كردي چي تل گياه
دلكم سوخت و سيت بي چي دل ماهي دل نظافت كردم تا كه بيايي
بيوفا تو نكشم وه موتم بيا نازنين حشكم كردي چي تل گياه
| Design By : Night Skin |


